اگر یک روز تعطیل برای فرار از کسالت خونه موندن و های و هوی مردمی که به هر بهانه ای توی سر خودشون می زنند با یک همراه خوش خلق و دوست داشتنی تصمیم گرفتین بزنین به کوه و جاده (اونم وقتی جوانان برومند جینگول-مستان به مهمانی امام حسین یا به قول خودشون پارتی امام حسین تشریف برده اند و در نتیجه بیرون از شهر حسابی خلوته)٬ یادتون باشه به هیچ وجه ـ توجه کنید به هیچ وجه ـ فلاسک آب جوش و چای کیسه ای یا مشابه اون رو فراموش نکنید که بعد افسوسش رو نخورید. از ما گفتن!
اینم عکس دوتا پرنده نازنین که وسط اون همه برف جاده شمشک برای هم غمزه می اومدند و می خوندند و لذتمون رو تکمیل می کردند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:20  توسط fairy
|
برف زیبا ببار و ببار٬ می دونی که چقدر دوستت دارم. ولی حواست باشه خودت باید به فکر مردم مملکت من باشی٬ چون اینجا کسی اهل پیش بینی حوادث غیرمترقبه و پیشگیری از خطرهای احتمالی و درنظر گرفتن تسهیلات خاص برای مردم نیست!
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 16:11  توسط fairy
|
دو شب پیش٬ اون منظره برفی و مه آلود ِ رویائی همراه با آف-لاین ِ حال و احوالی که همون شب برام گذاشته بودی منو برد به شب برفی خاطره انگیز ِ دی ماه ِ چند سال پیش. فکر می کردم چرا این خاطره هنوز انقدر شاده و پررنگ! تو که سالهاست از زندگیم بیرون رفتی و وجودت کاملن بی تفاوته برام. پارک قیطریه هم که دیگه سالهاست برای من جذابیت قبل رو نداره. برف هم که همیشه برام فوق العاده بوده٬ حتا قبل از اون شب ِ دی ماه و برف بازیها و خنده ها و شیطنت هاش. بعد یکهو فهمیدم چه چیز ِ اون خاطره اونقدر لذت بخشه که هربار لبخند به لب هام میاره. خودم. خود بیست و چهارساله ام که می خندید و می دوید و فارغ از قضاوت یا نگاه های موافق و مخالف ِ رهگذران٬ زیر نور چراغهای مه گرفته پارک مثل یک کودک ۴ ساله برف بازی می کرد. دلم برای خودم تنگ شده!
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:50  توسط fairy
|
سال ۲۰۰۷ هن و هون کنان قدم های آخر رو برمی داره و۲۰۰۸ سرحال و قبراق از راه می رسه. بیائید آرزو کنیم پاپا نوئل به همه سیاستمداران دنیا یک جو عقل و عاطفه هدیه بده. یعنی ممکنه؟!
سال جدید میلادی رو به همه دوستان به خصوص اونهائی که با تقویم میلادی بیشتر سروکار دارن تبریک می گم و سال خوبی برای همه مردم دنیا آرزو می کنم.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 14:0  توسط fairy
|
کانال نمی دونم چند وطنی برنامه ای پخش می کرد درمورد فوائد غذاهای دریائی و اینکه متاسفانه میزان مصرف سرانه ماهی و میگو و نظایر اینها در کشور ما نسبت به ژاپن و دانمارک (و کلی کشورهای پیشرفته دنیا) بسیار پائینه و مردم ما فرهنگ استفاده از اونها ندارند. داشتم فکر می کردم به اینکه چرا به این نکته که قیمت و نوع عرضه این اقلام در کشور ما به چه صورتیه حرفی نمی زنند که دیدم گزارشگر برنامه داره از خانمی سوال میکنه بنظر شما قیمت میگو و ماهی مناسبه؟ خانمه خیلی با اعتماد به نفس گفت قیمتها عالیه!
دلم می خواست جای گزارشگره بودم٬ زل می زدم تو چشم های خانمه و با تاکید ازش می پرسیدم واقعا به نظر شما قیمتها برای تمام اقشار این مملکت (مثلا اون خانمی که میاد شیشه های خونه شما رو پاک می کنه) مناسبه؟!
من نمی دونم کی ما آدمها می خواهیم بفهمیم "فقط من مهم نیستم ما همه مهم هستیم و به حساب می آئیم".
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 23:35  توسط fairy
|