تبليغاتX
Fairy Tales

Fairy Tales

فرش ایرانی

وقتی تصمیم گرفتم از یک شب تنهائی استفاده کنم و خودم رو به تماشای یک فیلم خاص مهمان کنم همه اش نگران بودم مثل بارها و بارها کمی بعد از شروع فیلم پشیمان و دلزده٬ بابت اینکه از رو نمی روم و سینما را بایکوت نمی کنم به خودم لعنت بفرستم.

تصور چنین تجربه فوق العاده ای رو نداشتم. تماشای "فرش ایرانی" لذتی مافوق تصور بود. یک لذت ناب. تلفیق رنگ و نور و موسیقی و شعر. در یک کلام هنر.

بانو رخشان مثل همیشه درخشنده بود و درعین حال ساده. "فرش سه بعدی" فرشی نیست که هرجائی بتوان دید و فیلم منحصر به فردش هم جز کار بنی اعتماد کار هنرمند دیگر نمی تواند باشد.

هیچ فکر نمی کردم فرش ایرانی بتواند همچون یک نقال نقل  بگوید٬ آن هم نقل شاهنامه. "قالی سخن گو" ی استاد بیضائی (استادِ کم گو و گزیده گو) نشانم داد که می تواند٬ آن هم در نهایت زیبائی.

"فرش زمین" تبریزی دلفریب بود.

هنوز هم بعدِ این همه سال نمی فهمم فیلمهای مجیدی شعر است٬ یا نقاشی یا به سادگی٬ یک داستان؟! ولی می دانم " دست آفرینی هدیه به دوست" اوج هنر است. همین.

"خاطره٬ خاطره" آقای میرکریمی (که تهیه کننده این پروژه تحسین برانگیز هم هست) در عین سادگی به دل می نشست.

خیلی سعی کردم "فرش و فرشته" داریوش مهرجوئی را دوست بدارم. نشد!

کاملن با آقای هنرمند موافقم: "کپی برابر اصل نیست". هرچند رضا کیانیان دوست داشتنی در نقش یک دلال چرب زبان تازه به دوران رسیده سعی کند بافنده سنتی فرش ایرانی را مجاب کند که کپی چینی هم مشابه فرش اصیل ایرانی است هم سودآورتر!

شب باشکوهی داشتم. دو تشکر بدهکارم که دوست دارم همینجا تسویه کنم. اول ممنونم از همراهی که گاه چنین خلوتی را به من هدیه می دهد. هرچند خودش از این تنهائی گهگاهی دل خوشی ندارد. دوم متشکرم از سینمای ایران که با این مجموعه ۱۵قطعه ای ِ مستند - فیلم کوتاه یادآور احساسی شد که نسل ما فقط و فقط در سالنهای سینما و گهگاه تئاتر کشور تجربه می کردیم. دلم برای این احساس به شدت تنگ شده بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 16:17  توسط fairy  |